تاریخ موسیقی باروک - اپرا - نویسنده و گوینده و آموزگار :اینجانب -رابعه رضوی علوی

دانلود فیلم و سریال دانلود فیلم و سریال

تاریخ موسیقی جهان - دوره باروک - مبانی اپرا
نویسنده ، گوینده ، آموزگار : اینجانب ، رابعه رضوی علوی (عسل)
سال 1395 خورشیدی - 2017 میلادی
ایران - تهران
با استفاده از رهنمودهای کتاب درک و دریافت موسیقی 
 اثر : راجر کیمی ین
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب، رابعه رضوی علوی ، نویسنده ، گوینده و اجراکننده این نوشتار در دو شکل نوشتاری و شنیداری آن، محفوظ می باشد.
درود بر یاران .
اگر به یاد داشته باشید در نوشتارهای پیشین به مرور تاریخ موسیقی دوره باروک در قرون هفدهم و هجدهم میلادی پرداختیم و فرمهای مهم این دوره را شناختیم.
اکنون به بررسی "مبانی اپرا" در این دوره خواهیم پرداخت. با این اشاره که همه درسهای شنیداری این وبلاگ را به آموزش و گویندگی اینجانب ، رابعه رضوی علوی
( عسل ) ، بر یکتا کانال رسمی تلگرامم ، در آرشیو تابستان 1395، برای فراگیری شما هنرجویان گرانقدرم، موجود است.
اما آنچه امروزه به عنوان "اپرا" می شناسیم ، به ویژه در دوره تاریخی باروک در موسیقی ، بسیار خوش نواتر و تازه تر از هر هنگام دگر به مخاطبان خاص این شاخه مهم از موسیقی آوازی که ترکیب شگرفی از عناصر هنری گوناگون همچون  "رقص"،
" شعر"،"نمایش"،"جامه آرایی" است ، ارائه می شود.
اصولا تاریخ هنر با مفهوم اپرا به مثابه "نمایشی آهنگین و رنگین" ، عجین است . تنها در اپراست که طرح داستانی تئاتر و بیان شخصیت ها در قالب گفتاری آوازگونه به جای کلام متداول درام ، به نمایش در می آید . 
اوج شگفتی و زیبایی را می توان در اپرا یافت ، از آن رو که با موسیقی دل انگیزی آمیخته به واژه های آهنگین ، بر تاثیر دراماتیک اثر بر شنوندگان و بینشگرانش در سالنهای خاصی که مخصوص اجرای اپرا ساخته می شد ، می افزاید.
از سویی ، اوج هنر بازیگران و خوانندگان اپرا در چندوجهی بودن هنر آنان است . بدان مفهوم که باید همزمان هم، خواننده بس کارآزموده ای باشند و هم بازیگری تمام عیار در ایفای نقش نمایشی معین شده در هر بخشی از اپرا که مسئول اجرایش هستند. دو گروه مهم از بازیگران و بازی سازان اپرا را باید ، یکی "مجموعه خوانندگان سولو یا همان تکخوانان " در کنار ، "خوانندگان دوم " و خوانشگران کر همراهی کننده دانست که با رقصندگان در بخشهایی از اپرا  همرهند و در مقابل این خوانندگان بس مجرب ، گروهی از بازیگران فرعی و غیر اصلی هستند که در نقش سیاهی لشکر بر روی صحنه ، حاضر می شوند . این همه تنها به هدف افزودن برتاثیر داستانی است که در قالب اپرا ارائه شده است. در کنار بازیگران ، عوامل مهمی چون نورپردازی ،صحنه آرایی و جلوه های افزوده ، جملگی در کار آفرینش اپرایی بس باشکوهند.
آن سوتر، جایگاه قرار گرفتن رهبر ارکستر و نوازندگان سازهای گوناگون باید به درستی معین شود که معمولا ، جایی روبروی صحنه ، برابر و اندکی پایین تر از سطح سن مخصوص بازیگران و رقصندگان ، را به آنان ، اختصاص می دهند. بنابراین ما با صدها نوازنده و خواننده و دستیار صحنه و تکنیسین و آموزگاران آواز خوانان ، در اپرا روبرو هستیم.
این که موضوع اپرا چه باشد ، بیشتر بر مبنای جامعه ای که قرار است مخاطب آن باشد ، نوشته می شود. مثلا اگر بیشینه مخاطبان ، از متمولان و اشراف و شهزادگان بودند اثری متفاوت تر از آنچه مورد پسند عامه مردم است را شاهد بودند.
اما متن اپرا را فردی می نویسند که نامشان در مفهوم تخصصی کلمه ،"لیبرتو نویس " است . لیبرتیست ، یا دراماتیست کلام آن را می نویسد تا آهنگسازش ، موسیقی متناسب با آن را بیافریند . سرانجام از "همکاری مشترک لیبرتیست و آهنگساز " است که اپرایی شنیدنی ، و دیدنی خلق می شود . آنچه بر زیبایی کار لیبرتیست می افزاید ، استفاده هوشمندانه و دقیق از موقعیت های نامتعارف و گاه غیرمنطقی در متن اپراست تا وضعیت شگفتی آور یا رنج افزا را فراطاقت نشانگر شود . آدمیانی را به تصویر کشد که گرفتار شیفتگی و اندوه و خشم و دردند و گاه عقلانی ، رفتار نمی کنند. موسیقی نیز در این میان می تواند با بیانی دراماتیک ، در پس زمینه همه حکایت را بازگوید.
آن چه بر زیبایی اپرا می افزاید ، همین اوج و فرودهای حساب شده موسیقی در بیان حس و حال شخصیتهایی است که بازیگرانش ، به تصویر می کشند .  نوای موسیقی آهنگساز مجرب اپرا ، هر نفس ، با بازیگران همراه است تا درام را در هر لحظه ، با ضرباهنگی متناسب ، یاری رساند .
اپرا نیز چون هر اثر نمایشی دگر می تواند ، مضمون و گفتارهایی جدی یا کمیک یابد . در بخشهایی که به جای آواز ، گفتگو و دیالوگی میان بازیگران رد و بدل می شود ، گاه ضرباهنگ بیان کلمات فزونتر از اندازه عادی آن در کلام است و گاهی نیز بس شتابان تر در دیالوگهای کمیک به گوش می رسد. شخصیت های متنوعی در اپرا از خدایان افسانه ای و رب النوع ها تا ملکه و دوک و دلقک و ... ، خلق می شوند که بازیگرانش باید مهارت کافی در اجرای نقش خویش در اپرا را متناسب با آن شخصیت در بازیگری نشان دهد و همزمان خواننده ای بس مجرب در خواندن بخش آوازی اپرا باشند.
آنچه ما به عنوان گروههای اصلی صدایی در اپرا می شناسیم عبارتند از :
1-  خوانندگان سوپرانوی کولوراتورا : که گستره آوایشان چنان است که قادر به اجرای نتهای بس زیر، تریل و شتابان در گام هستند .
2- خوانندگان سوپرانوی لیریک : نتهایی سبکبال و رخشان و شیرین و دلچسب را می خوانند و دل آواترین سوپرانوهاهستند.
  3-  خوانندگان سوپرانوی دراماتیک : آوایی قوی و پرمایه در اجرای اپرا که بیانی شاخص و سودازده دارند.
4 - خوانندگان تنور لیریک : آوای این گروه درخشنده و سبکبال است.
5- خوانندگان تنور دراماتیک : با نوایی که حماسی و قهرمانانه به گوش می رسد و متناسب با نقشهایی چنین است.
6 - خوانندگان باس بوفو : با  صدایی که متناسب با خوانش چالاک و شتابان به ویژه در اجرای آثار کمیک می باشد.
7 - خوانندگان باس پروفوندو : که نوایشان بسیار بم تر از دیگر گروههای اصلی اپراست.نتهایی قوی تر و پرطنین تر از دگر خوانندگان را اجرا می کنند که سخت متناسب با نقشهای پادشهان و بلندمرتبگان نمایش اپرایند.
اپرا بیشتر در یک تا  پنج پرده نوشته می شود . هر یک از پرده های اپرا خود چند صحنه دارد. برای هر کدام از پرده ها مجموعه نتهایی ، در خطوط مختلف آوازی  و نیز توسط سازهای ارکستر ، اجرا می شود که مثلا می تواند به شکل دوئت سوپرانو و خواننده گروه باس در کنار خواننده  سولوی تنور باشد . در این میان ، قطعه یا میان برنامه ای اجرا می شود که "اینترلود "، نام دارد و گاه خود به مثابه اثری مستقل و کامل درون اپراست که برای کرال و ارکستر نوشته شده است یا پایان بندی مشخصی در هر بخش از اپرا نهاده می شود یا آنکه هر قسمت به قسمت بعدی ، بی وقفه ، ره می یابد.
آریا : بخش ویژه ای از اپراست که برای بیان حس عمیق لحظاتی سرشار از عاطفه بشری بوده و با تکرار بسیار واژگانی متناسب با حس مورد نظر در کنار ایستایش همه بازیگران و نپویدنشان به جهت افزودن بر عمق و ژرفنای حسی که با آریا منتقل می شود ، اثر را به روشنی آغاز می کند ، به اوجی شگفت انگیز می رساند و آنگاه ، پایانش می بخشد و به سبب همین اجرای رخشنده و تابنده آریاست که دراماتیک ترین عنصر سازنده اپرا یا بخشی مهم از آن محسوب می شود.  
پیش از بخش "آریا"، یک "رسیتاتیف " (یا همان رچیتاتیوو در زبان ایتالیایی )، اجرا می شود . در رسیتاتیف ، نقاط اوج و فرود صدا همچو کلامی غیرآوازی از جنس گفتار ، به گوش می رسد ، که در آن واژه ها با ضرباهنگ و رخشندگی ویژه ای بیان شده که زیر و بم همانند دارند . اگر در آریاها ، بر یک نت کشیده ، نتهای فراوانی ،شتابان اجرا می شوند 
در رسیتاتیف ها ، خط سیر کلی داستان اپرا با تک گویی ها و گفتگوها(مونولوگ و دیالوگ ها) ، به ضرباهنگی درست و روشن ، هدایت می شود تا با شتاب، رویدادهای داستان را ، نشان دهند. 
جدا از آثار یکتاگونه ای که برای سولوها و تکخوانان آریاها در اپرا نوشته می شود ، آنان ممکن است قطعاتی را هم به شکل دوخوانی یا دوئت ، یا تریو با سه خواننده و کوارتت به همراهی چهار خواننده ، کوینتت برای پنج خواننده و ... نیز اجرا کنند. اصولا اجرای 3 خواننده یا فزونتر در کنار یکدگر را "آنسامبل آوازی " یا "همسرایی" گویند . حس جاری در دوئت می تواند همچون عشق و خشم و اندوه ، بر زیبایی اپرا بس فزاید آنچه کمتر در نمایش ساده می شنویم و می بینیم ، آمیختگی حسهای گوناگون و گاه متضاد در یک اثر است که همزمان با یکدگر ، مجموعه شگفت انگیزی را در اثری نمایشی - آوازی چون اپرا نشانگرند.
کار "آریاها " در اپرا این است که فضای داستان را نشان می دهند و در کنار آن به کار زمینه سازی برای هر موضوع  ارائه شده در متن داستان می پردازند ،مثلا فضایی روستایی را به تصویر می کشند یا آنکه با صدای پیش زمینه ای که از گروه کر به گوش می رسد ، خبر از رویدادی می دهند که قرار است به وقوع بپیوندد.
فراتر از صحنه ، بالاتر از سن ، اتاقکی هست که مخصوص سوفلورهاست . سوفلور به فردی گفته می شود که دور از چشم همگان ، نهانی ، واژگانی را که بازیگران یا خوانندگان فراموش کرده اند ، را دوباره به آنان برای اجرا ، یادآوری می کند.
رقص نیز جایگاه ویژه ای در نمایش اپرا دارد . کار رقصندگان اپرا ، فراهم آوردن اینترلود بر خلاف سیر اصلی داستانی است تا بینشگران را به آسودگی ، آماده بخشهای دگر داستان سازند.
گفتیم که ارکستر برابر صحنه و کمی پایین تر از می نشیند . کار رهبرارکستر نیز ، بی شک ، نمایاندن ضرباهنگ ، ارائه دقیق تمپو ، حتی یادآوری کلمات خوانندگان با اشارتهای لب ،  و نیز همه دینامیک ها و نوانس های اثر است و به طور کلی نوازندگان و رهبر ارکستر نیز ، نقش  بس مهمی در پیشبرد خط سیر داستان با اجرای موسیقی اپرا ، ایفا می کنند.
هر اپرا ، آغازی دارد که نامش را "اورتور یا پرلود " می نهند و اوورتور قرن هجدهم و پس از آن برگرفته از عناصر موسیقایی  همان اپرایی است که مقدمه اش ، را ساخته است 
مقدمه ارکستر جز در پرده یکم ، در دگر موارد ،" پرلود " ، نامیده می شود . این پرلودها  و اوورتوها نیز در مجموع، خود به تنهایی نیز ، اثری کامل و مستقل به شمار می آیند 
پرسشی که مطرح می شود اینکه آیا می توان اپرا را ترجمه کرد ؟ از آنجایی که اصولا زبان اصلی بیشینه اپراها، "ایتالیایی " یا " فرانسوی " یا " آلمانی" است ، و ممکن است در برگردانهایش به زبانهای دگر نتوان دقیقا همان حس و مفهوم مورد نظر زبان مادر و اولیه اپرا را منتقل کرد ، امکان ترجمه را با تردیدهایی روبرو می سازد . به ویژه اینکه گاهی تنها و تنها در شکل اصلی حکایت اپرا به زبان نخستین آن است که آهنگساز امکان انتقال مفهوم مورد نظر بر یکایک نتها و کششهایش می یابد . مثلا اگر واژه صدادار در زبان اصلی بر نت کشیده ای قرار گیرد و در زبان دگر چنین نباشد ، اساس ترجمه اپرا ، به زبان دگر بی معنا خواهد شد .بنابراین باید هنگام ترجمه ، وسواس و دقت تمام به کار گرفته شود تا ظرایف اپرا به طور کامل به زبان دوم مورد ترجمه ، به گونه ای سیال ، انتقال یابد .
******
اما در دوره باروک ، به طور خاص زمینه پیدایش اپرا در انجمنی موسوم به کامراتا است که پدر گالیله یعنی "وینچستو "نیز در آن حضور می یابد .انجمن شاعران و آهنگسازان در فلورانس ایتالیا - که مهد اپرا ست - با جلساتی منظم ، به تدریج زمینه را برای پیدایش اپرا را از سال 1575 به بعد ، فراهم کردند .کامراتا ، در عمل ، به نوزایش تراژدیهای یونان باستان و آنچه از متون این روزگاران کهن به جای مانده است ، با نگارش نظریه و شروحی بر آن ، اصرار می ورزد تا آنجا که متن درامهای یونان باستان را با زبانی ویژه که هم شعرگونه و هم گفتارمانند است ، می خوانند.
این سبک تازه که کامراتا پایه گذارش می شود ، خطوط آوازی را متناسب با اوج و فرود و افت و خیز واژگان ، می آفید و بیشتر همسان رسیتاتیف به گوش می رسید . برای بیان واضح تر کلمات است که بافت هوموفونیک را به جای پلی فونیک در اجرای آثار کامراتاییان ، می بینیم تا همه واژه ها به روشنی ادا شوند .
کهن ترین اپرا را "ائوردیکه " اثر "جاکو پوپری " دانند که در سال 1600 برای هنری چهارم فرانسه و همسرش ماریا د مدیچی ساخته شده و آنگاه ، اپرای "اورفئوی مونته وردی " که در 1607 برای گونتساگا ، در شهر مانتوآ ، بر مبنای افسانه مشهور اورفئوس و اوردیکه و طلب بازگشت محبوب ز دنیا رفته اش ، از جهان مردگان بنا می شود.
اولین تالار اپرا نیز به سال 1637 و در شهر ونیز ، ساخته و بازگشایی می شود تا سال 1700 و آغاز قرن هجدهم ، بیش از 17 تالار اپرا در ونیز ، لایپزیگ و لندن ساخته می شود.
اپراهای این دوره خوانندگان ویرتوئوز و  " کاستراتو" را نیز به اپرا آورد .مردانی که به صدایی سوپرانو یا آلتو می خوانند با آنکه در عمل نباید محدوده اصلی صدایی شان باشد .
رسیتاتیف ها ، گاه در اپراهای دوره های واپسین باروک ، با آریاهایی به هم پیوسته بودند که تنها با "باسوکنتینوئو" همرهی می شد و" رسیتاتیف سکو " نام داشت . 
فرم آریا داکاپوی باروک :هنگام ایستایش و توقف با "آریا داکاپو " که در فرم آ- بی - آ ، با واژه داکاپو در بخش بی به معنای از آغاز نوشته می شد ، و بخش آ که تکرار می شود  در بازگشت ، خط ملودیی دارد که با نتهای آراینده همراهی می شود .
در درس آینده ، زندگانی و آثار برخی از مهمترین آهنگسازان دوره باروک را بررسی خواهیم کرد. 
موضوع درس آینده آثار "کلودیو مونته وردی "  و "هنری پورسل " خواهد بود  .
تمامی درسهای شنیداری مرا در آرشیو تابستان 1395 یکتا کانال رسمی تلگرام ، اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل) ، نویسنده و گوینده و آموزگار این آموزشها، بیابید:  
 
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

مشخصات

  • منبع: http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir/post/39
  • کلمات کلیدی: اپرا ,خوانندگان ,موسیقی ,بازیگران ,اجرای ,خواننده ,رابعه رضوی ,رضوی علوی ,دوره باروک ,تاریخ موسیقی ,برای بیان
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها