author teacher :rabeah razavi - vocalist soprano - spring - summer 2014

دانلود فیلم و سریال دانلود فیلم و سریال

آکورد درجه چهارم در مدلاسیون کروماتیک و هفت سین موسیقایی - نویسنده : رابعه رضوی
Rabeah Razavi 
 ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ٢ فروردین ۱۳٩۳
کلید واژه ها :مدلاسیون کروماتیک اکورد درجه چهارم گام، آنهارمونیک
درود بر یاران .
به ترنم،  به نوانش، به خوش آهنگ ترین ساز ، نوبهاران خوش باد.( سروده : رابعه رضوی )
در ادامه درسهای هارمونی در سال گذشته   و موضوع  مدلاسیون کروماتیک ،اکنون به نتهای درجه  چهارم گام می نگریم و دگرگونی آنها را در هنگام مدلاسیون کروماتیک بررسی خواهیم کرد. 
 نیاز به یاد آوری نیست که اگر گام ما بزرگ یا ماژور، باشد ، میان این درجه با درجه پیش از آن ، نیم پرده فاصله طبیعی وجود دارد . بنابراین امکان آلتراسیون به پایین یا بمل کردن نت درجه چهارم ، وجود ندارد . چرا که به خودی خود  این فاصله نیم پرده ای است . در مینورها وگامهای کوچک ، نیز درجه چهارم را آلتراسیون پایین رونده نخواهیم کرد ، چرا که راهی بس دشوار است. 
اما نت درجه چهارم را می توان دیز دار کرد . برای نمونه نت" فا "در گام دو ماژور یا نت درجه چهارم  است و به آسانی می توان از آن  در آلتراسیون بالارونده ، نت "فا دیز"  ساخت . 
آکورد درجه چهارم که با این نت آغاز شود ، و نت پایه اش فا دیز باشد ، آکورد کاسته درجه چهار است .
بنابراین ، اگر بخواهیم بر اساس قواعد هارمونی ، به " حل " آن بر درجات دیگر بیندیشیم ، باید از ماژور و مینورهای " هارمونیک " استفاده کنیم یا اینکه آن را به سوی آکورد درجه دوم کوچک  یا مینور ، حل کنیم.
اما اگر بخواهیم هم نت فا که در این نمونه دو ماژور ، با آلتراسیون فا دیز شده است و " پایه " اکورد درجه چهار است  و  هم سوم آکورد درجه چهارم ، یعنی " لا " را آلتره کرده باشیم ، راه بهتری وجود دارد . 
اینکه نت فا ، یعنی پایه این آکورد ، آلتراسیون به بالا شود ، و بر اساس همان قانون مشهوری که در سالهای گذشته بررسی کردیم ، نت بخش دیگر آکورد بر خلاف باس و پایه ، جرکت بالا رونده داشته باشد . به بیان روشن تر ، سوم آکورد ، برخلاف فا دیز به پایین ، آلتره شود . سوم آکورد ما ، اینجا ، نت "لا " است که اگر آن را نیم پرده بم تر ، رو  به پایین آلتره کنیم ، نت " لا بمل " به دست می آید. 
این آکورد اگر به شکل " معکوس اول " به کار  رود ، آکورد 6 افزوده به دست می آید که بسیار پرکاربرد و خوش نواست.  آن را با ساز بیازمایید . 
بنابراین اینجانب ، رابعه  رضوی علوی، نویسنده ، آموزگار و نگارنده وبلاگ وکالیست معتقدم ،  فا - دو - فا - لا  یا آکورد درجه چهارم ، می تواند ، به آکورد ششم افزوده یعنی فا دیز ، می ، لا بمل ، وصل شود و در نهایت به آکورد سل ، سی ، ر ، سل ، یعنی آکورد درجه پنجم  برسد..
استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی خود ، در ص 155 به نکته ای بسیار مهم اشاره می کنند و آن انواع آکوردهایی است که در آلتراسیون درجات 4 و 5 ، به بالا و پایین ، موسیقی دانان ، ایتالیایی ، فرانسوی ، و آلمانی استفاده می کنند . ایشان عقیده دارند که ، نوع آلمانی این اکورد بهتر  است و استدلال می کنند که امکان مدلاسیون کروماتیک و  آنهارمونیک ، در آن بیشتر است . ، Enhamonique
آنهارمونیک = نتهایی که همنام نیستند ، اما همصدا هستند و در مدلاسیون کروماتیک ،  به جای یکدگر قابل استفاده اند.
اما درجه چهارم می تواند سوم اکورد درجه دوم هم باشد . اگر چنین شود ، آکورد درجه دوم گام که آکوردی مینور دارد ، به اکورد  ماژور ، دگرگون می شود . همین روش ، را باید برای حل این اکورد به اکورد درجه پنجم به کار گرفت. 
درباره درجه پنجم و آلتراسیون و مدلاسیون کروماتیک ، آن در نگاشت دیگری سخن خواهیم گفت. 
هفت سین وکالیست ( با چیدمانی از تمامی هفت سین های سالهای پیشین )
سوفلور ( کمک یار آواز خوان در صحنه اپرا برای یادآوری کلام یا نت) ،
سینتی سایزر ( یا همان ساز الکترونیکی که برای ساخت صداها و ایجاد آن به کار می رود و ساز اینجانب هم هست ) سودومینانت( چهارمین صدای گام) 
سوژه ( تم فوگ )
سیکل آوازی ( مجموعه به هم پیوسته آوازهایی که قطعاتش ، ایده های موسیقایی و آوازهایی روایی هستند و سیر داستانی دارند و این گونه بهم پیوسته اند . در دوره رمانتیک بیشتر  از آن ، بهره گرفته می شد . 
سوییت ( موومان های دوره باروک با الهام از رقص های هم تنالیته  ، که ضرباهنگ و وزن و حالت های مختلف دارند )
 سیتار ( مشهورترین ساز کوردوفون  در هند ، ساز زهی - زخمه ای ، با 19 تا 23 پرده جابجا شونده   که با هفت سیم اصلی نواخته می شود و دیگر سیمها ، همنوای با آن  7 سیم ، نوسان می کنند )
{توضیحات برگرفته از کتاب درک و دریافت موسیقی - راجر کیمی ین - ص 882}
آموزگار و وبلاگر : رابعه  رضوی علوی ( عسل )
*******************************
مدلاسیون کروماتیک در درجات گام ماژور - مدلاسیون آنهارمونیک 
نویسنده :  رابعه رضوی
 Rabeah Razavi 
ساعت ۸:۳۳ روز ۱۶ فروردین ۱۳٩۳
رابعه رضوی rabeah razavi، مدلاسیون کروماتیک در درجات،  vکلید واژه ها : مدلاسیون آنهارمونیک، نت پنجم نت پایه یا پنجم یا هفتم اکورد ماژور
درود بر یاران .
در نگاشتهای پیشین کارکرد آلتراسیون درجات یکم تا چهارم گام ماژور را در دانش هارمونی و مدلاسیون کروماتیک بررسی کردیم و اکنون این موضوع را در درجات دیگر گام ، خواهیم نگریست . 
 در این درجه از گام که با درجات دیگر  همسایه  خویش ( درجه چهارم و ششم ) در شکل ماژور خود ، یک پرده ، فاصله دارد ، و می تواند هم دیز بپذیرد و هم بمل ( آلتراسیون به بالا و پایین در درجه پنجم ) ، اگر " نت پایه " اکورد  ماژور باشد ، نکوتر آن است که دیز پذیرد و به سوی بالا آلتره شود. 
استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی خویش در ص 156 ، دلیل این امر را " حل آسان تر آکوردهای کاسته ، نسبت به آکوردهای افزوده می دانند . آلتره به پایین درجه پنجم گام دشوار است اما در آلتره به بالای درجه V  آکورد درجه سوم و مینور ما تبدیل به یک آکورد کامل ماژور می شود و این کار می تواند راه را برای "مدلاسیون به مینور نسبی " بگشاید 
من  رابعه رضوی علوی ( عسل ) ، به عنوان نگارنده وبلاگ وکالیست معتقدم ، اگر  گام نمونه را دو ماژور همیشگی ذر نظر بگیریم  و به درجه پنجم آن که سل است بنگریم ، این درس را آسانتر فرا خواهیم گرفت . بنابراین اگر همین نت درجه پنجم را به جای اینکه پایه آکورد قرار گیرد ، نقش پنجم را ایفا کند ، به آکورد  دو - می - سل  یا همان آکورد درجه یکم  از گام دو ماژور می رسیم . این اکورد هم می تواند دیز بپذیرد و به بالا آلتره شود و هم می تواند بمل بپذیرد و به پایین آلتره شود .
 نهایت اینکه ، هفتم آکورد درجه ششم هم می تواند در آکورد سون باشد .
نمونه : لا - دو - می - سل  و در آن به همراه پنجم آکورد ، بمل پذیرد و به پایین آلتره شود و آکورد  لا - دو - می بمل - سل بمل  را بسازد. 
این آکورد لا - دو - می بمل - سل بمل ،  که  آلتراسیون در درجات پنجم و هفتمش روی داده است ، در  حل هارمونیک  می تواند تنالیته یا نت ابتدای گام را دگرگون سازد و از دو به " سی بمل " ، " مدلاسیون " کند. 
درجه ششم (VI)
 : همانند آلتراسیون درجه دوم و شش افزوده است 
درجه هفتم (VII) : می دانیم که فاصله درجه هفتم و اکتاو هر گام ماژور نیم پرده است . در نتیجه نیازی به آلتراسیون به بالا و دیز پذیرفتن نیست . 
 اما آلتراسیون رو به پایین  آن بسیار متداول است . می تواند به آسانی " بمل " پذیرد . چه بسا هنگام نواختن بخواهیم آن را به کار بریم و دریابیم چقدر زیباست و از جمله بهترین آلتراسیونهاست. 
نمونه : آکورد دو سون را در نظر بگیریم که درجه هفتمش یعنی سی ، بمل شده است 
دو - می - سل - سی بمل  اینجا بسیار آلتراسیون مطبوعی رخ داده است و شنیدن و نواختنش توصیه می شود .  این کار خاصیت محسوس بودن "نت سی" در گام دو ماژور  را از بین می برد و انگار نت را ملایم تر و خوش نواتر می سازد . بیازمایید. 
در نهایت همه این مدلاسیونها و آلتراسیونها ، و حرکت مدلاسیونی اکوردها ، غنای بیشتری به آثار شما خواهد بخشید. 
****
اما اشاره کوتاهی نیز به "آنهارمونیک" می کنیم و اینکه چنان که پیشتر گفتیم  ، آنهارمونیک ها ، دو نت همصدا اما دارای نامهای متفاوت  بوده  یا همنوای غیر همنام ، هستند . نمونه "سی بمل - لا دیز "  یا " فا دیز - سل بمل " و گاه در آکوردهایمان می توانیم بدون دگرگونی نوای نت ، از آن به مثابه آنهارمونیک بهره جوییم .در نگاشتهای آینده بیشتر به "مدلاسیون آنهارمونیک " خواهیم پرداخت. 
نویسنده و آموزگار : رابعه  رضوی علوی ( عسل )
Teacher + Blogger : Rabeah Razavi
(C) 
**************************************
مدلاسیون در آکوردهای سون کاسته و آنهارمونیکها - نوسنده و آموزگار : رابعه رضوی
نویسنده :  رابعه رضوی
 Rabeah Razavi 
ساعت ۸:٢۱
 روز ٢۳ فروردین ۱۳٩۳
کلید واژه ها : آکورد معکوس سوم سون، آکورد 7 کاسته در حل هارمونیک
درود بر یاران .
اگر از نگاشت پیشین به یاد داشته باشید ، گفتیم که دو نت " آنهارمونیک " ، نتهایی هستند که همنام نیستند اما همنوایند. 
اگر شنونده به دو نت آنهارمونیک گوش سپارد ، به جای شنیدن دو نوای مختلف ، تنها یک صدا را خواهد شنید. می دانیم که در ساختار آکورد ، نتهایی را به عنوان پایه و سوم و پنجم  می نگاریم که گاهی ممکن است این نتها را ، بدون  دگرگونی صداهایشان ، به سان نت "آنهارمونیک " به کار بریم و با این روش ، به دگرگونی "تنالیته " ، برسیم . به این کار ، " مدلاسیون آنهارمونیک " می گوییم . 
نمونه :   آکورد درجه هفتم  تنالیته سی بمل  و  آکورد درجه هفتم تنالیته سل مینور 
آکورد  "لا - دو - می بمل -سل بمل " VII7 
 آکورد سون  درجه هفتم تنالیته "سی بمل "   و آکورد "لا - دو - می بمل - فا دیز " که آکورد معکوس اول سون درجه هفتم (  VII 6 5)  تنالیته سل مینور است .
 این آکوردها هم صدایند اما نامهای گوناگون دارند . از دیگر آکوردهای همصدا با آنها می توان به  " لا - دو - ر دیز - فا دیز " که آکورد معکوس دوم سون درجه هفتم ( VII 43)  از تنالیته " می مینور " است یا آکورد " لا - سی دیز - ر دیز - فا دیز " که آکورد معکوس سوم درجه هفتم از تنالیته دو دیز مینور است ، اشاره کرد . (  VII 2) 
آکوردهای 7 کاسته ، تنها آنهارمونیک ها ی مورد نیاز نیستند . می توان از آکوردهای کامل معکوس دوم  ماژور " شش - چهار " هم بهره گرفت و بخش باس را دیز دار کرد. 
نمونه استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی ص 160 چنین است : 
  لا - دو دیز - می - لا    به  جای آکورد  لا - ر بمل - فا بمل - لا ،  که آکورد جایگزین به آکورد   لا - ر بمل - می بمل - دو بمل  ، " حل هارمونیک " شده است .  زیرا اگر بخواهیم از خطای آلتراسیون دوری جوییم و هر دو نت بخش باس و نت سوپرانو که همانا اینجا تکرار نت باس است را دیز دار نکنیم یا  به بالا آلتره نشوند  ، در هنگام تکرار نت باس ،  این نت به سوی هفتم آکورد " دو - بمل " حرکت می کند و آکورد " معکوس دوم " می شود و این آکورد هم در سی بمل - ر بمل - فا - سی بمل  حل می شود  و این آکورد حل شده هم دیگر سون نیست و با گذر از 7 بودنش ، به آکورد " می بمل " می پیوندد..  
 آکورد   لا - دو دیز - می - لا       به  آکورد    لا - ربمل - فا بمل - لا   در میزان نخست
به    میزان دوم با آکورد   سی بمل - ر بمل - فا بکار - سی بمل     که  سی بمل در بخش سوپرانوی این آکورد به سوی نت لا بمل حرکت می کند. 
اینجا اگر آکورد اول میزان دوم " فا " را بکار نگاه داریم و آلتره به بالا نکنیم ، می توانیم به " حل " ادامه دهیم چرا که آکوردمان کماکان ، آکورد " کاسته " است. 
و میزان سوم که  آکورد می بمل - سی بمل - می بمل - سل  خواهد بود.
***
در نگاشت آینده درباره این گونه از " حل " هارمونیک در مدلاسیون " آنهارمونیک " بیشتر خواهیم دانست.
(C)
************************************************************************
مدلاسیون آنهارمونیک در آکوردهای سه صدایی - آموزش و نگارش : رابعه رضوی
نویسنده :  رابعه رضوی
 Rabeah Razavi 
 ساعت ٩:۱۳ روز ۳٠ فروردین ۱۳٩۳
مدلاسیون آنهارمونیک، آکوردهای سه صدایی، رابعه ( عسل ) رضوی کلید واژه ها :  دیزهای افزونتر
درود بر یاران .
 اگر به یاد داشته باشید در نگاشت پیشین  درباره مدلاسیون " آنهارمونیک "   مقدمه ای دانستیم و اکنون می توانیم فزونتر بدان بپردازیم. 
مدلاسیون آنهارمونیک برای آکوردهای 3 صدایی افزوده بسیار کار آمد است و می توانیم خط ملودی را در بخش سوپرانو  با توجه به دیگر نتهای آکوردهایی که به یکدیگر پیوند هارمونیک می یابند  بنگاریم یا اینکه اگر خط ملودی را در بخش سوپرانو داشته باشیم آکوردهای موردنیاز را با توجه به خط ملودی و با رعایت تمامی قواعد هارمونی بنویسیم .  درمدلاسیون آنهارمونیک  هم وضعیت چنین است . نمونه هایی از آکوردهای سه صدایی افزوده که می تواند در آنهارمونیک مورد استفاده قرار گیرد را بررسی می کنیم : 
نمونه : 
دو - می - سل دیز که آکورد درجه سوم تنالیته " لا مینور " است  را به آکورد درجه یکم این تنالیته یعنی لا - دو  - می  حل کنیم. 
یا آنکه آکورد  دو - می - لا بمل که آکورد معکوس  اول (6) درجه سوم تنالیته " فا مینور " است را به آکورد  درجه یکم تنالیته "فا مینور " حل کنیم  که این آکورد به شکل معکوس دوم آمده باشد . دو - فا - لابمل که  64  آکورد درجه یکم فا مینور است . اگر کمی موشکافانه تر هم نگاه کنیم می بینیم  نت می آکورد نخست به  فا  آکورد دوم حل شده است و نت " لا بمل " ثابت مانده است. 
نمونه دیگر هم آکورد معکوس دوم  درجه سوم تنالیته " ربمل مینور " می تواند باشد که به آکورد درجه نخست ربمل مینور حل می شود. 
اما آکورد می تواند مدلاسیون آنهارمونیک کامل بیابد . استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی ص 161 به این نکته اشاره می کنند که"  تبدیل آکورد از راه  مدلاسیون آنهارمونیک"  بیشتر هنگامی کاربرد دارد که ادامه مدلاسیون به سمت افزایش دیزها  پیش  رود .  
برداشت من- رابعه  رضوی علوی -  از این نکته این است که اینگونه نت نویسی روی خطوط حامل و خواندن نتها و تشخیص دیزها برای نوازنده به راستی دشوار خواهد شد . زیرا ، مدام باید دوبل دیز ها را فزون ساخت . در مجموع منظور از مدلاسیون آنهارمونیک این است که در یک لحظه  تبدیل آنهارمونیک را انجام داهیم  و بدون دگرگونی فزونتر و دور شدن از قواعد هارمونی ناگه  در " دایره پنجم ها "  پایین رویم  و دگربار همان 12 پله پیموده شده تا پایین  را به سمت بالا باز گردیم . 
نمونه را این بار با توجه به خطوط چهارگانه صدایی و جداگانه بدون توجه به آکورد  به شکل خط ملودی هر بخش بررسی کنیم : 
 بخش باس (Bass)  
در کلید( فا) خط چهارم  :  فا دیز - دو دیز - ( ر بمل ) - فا بکار - دو دیز - می بکار - سی بکار - ( دو بمل )  - می بمل - سی بمل 
بخش تنور (T) 
 در کلید سل : دو دیز - دو دیز -  ( ر بمل ) - دو بکار - دو -  سی بکار - سی بکار - دو  - سی بمل  -
 سی بمل 
بخش آلتو (A)
  در کلید سل : فا دیز - می - فا دیز -  فا دیز - می -  می - فا دیز - می -  می - فا 
بخش سوپرانو (S)
 در کلید سل : لا - سل دیز - لا بمل - لا بمل - سل - سل - فا دیز - سل بمل - سل بمل - فا
 نویسنده و  آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو : رابعه  رضوی علوی (عسل )
(C) 
*****************************************
سرآغاز درسهای کنترپوان - هوموفونی و پلی فونی - نگارش و آموزش : رابعه رضوی
نویسنده :  رابعه رضوی 
Rabeah Razavi 
 ساعت ۱:٠٩ روز ۳۱ تیر ۱۳٩۳
بافت هوموفونیک ،homophomique، بافت پلی فونیک،  polyphonique کلید واژه ها : 
 فصل کنترپوان و بافتهای هوموفونیک و پلی فونیک
اگر  در درسهای بخش پایانی وکالیست را با من ، همراه بوده باشید ، گفتیم که آرام آرام باب درسهای پلی فونی و هوموفونی را پس از پایان هارمونی خواهیم گشود . 
حال از مرحله "تصنیف" صرف موسیقی عبور می کنیم و وارد مرحله تازه تری می شویم که دیگر نامش دقیقا دانش هارمونی  نیست. گرچه تا پایان از هر آنچه در هارمونی فراگرفتیم نیز استفاده خواهیم کرد .
موسیقی ما باید دارای "هدف" باشد. به بیانی در هنگام" آفرینش اثر " باید بدانیم مقصودمان از فراگیری چیست .
اگر هدفتان صرفا تجارت و سرگرمی و موسیقی بازاری  است ، هر آنچه تا کنون از این وبلاگ و گروه وکالیست سوپرانو آموخته اید ، برایتان کافی است . صرفا کافی است توانایی نواختن ساز و  دانستن خط موسیقی را داشته باشید .
اما اگر هدف شما ، آفرینش موسیقی جدی تر است ، باید قواعد دیگری را  بیاموزید که کمی ژرف تر و دقیق تر است .
کنون که هارمونی را آموخته ایم ، باید به "هارمونیزه کردن ملودیها "بیندیشیم . 
به یاد دارید که ما خطوط ملودی را  به شکل بافت موسیقایی می نگریستیم و دیوار موسیقی را با آجرهای افقی نتها می ساختیم یا به بیان دقیق تر " لایه های افقی "  را ساخته و می پرداختیم .  نام این کار ، " هارمونیک " یا " هوموفونیک " ساختن اثر است .
اما در مقابل ، شیوه ای وجود دارد که آنرا اساتید ، " پولیفونیک " می نامند .
اما "تفاوت بافت هوموفونیک و پلی فونیک" چیست ؟
این همان پرسش کلیدی است که در این باب از آموزشهای وبلاگ وکالیست سوپرانو بررسی خواهیم کرد . 
 :"Homophoniqe "
  " هوموفونی"  گونه ای از روشهای چندبخشی است که بخشهایش دارای
 ارزش زمانی برابر و یکسان  بوده و همزمان با هم اجرا می شود . 
 : پلی فونی    "Polyphonique"
 آن دسته از بافتهای موسیقی است که  بافت متفاوت   و نیز ریتمیک متفاوت دارد  .
این اساس  دانش " کنتر پوان " است ..  در این بافت ، هر بخش تکمیل کننده بخش دگر است 
 سبک ایمیتاتیف "Imitatif " 
 یکی از پولیفونیک های اصلی و اصیل است . ایمیتاتیف  را اساتید کنترپوان ، اجرای موتیفی دانسته اند که وقتی آنرا در بخشی از موسیقی اجرا کردند ، دگربار همان را در بخشی دگر با همان زیر و بمی اولیه اش یا به شکل دگرگون شده و در سطوحی دگر ، تکرار کنند .
نمونه اینکه یک میزان از اثر را در نظر بگیریم که بخش یکم " سوپرانو " ، اجرا کرده است ، پس از اندکی درنگ ، بخش باس ، همین موتیف را در یک اکتاو پایین تر ، اجرا می کند.انگار که پژواک بم تر صدای بخش نخست باشد. سپس بخش چهارم ، اینجا بخش تنور ، دگربار همان موتیف را  بخواند.  
اما  به مقوله بافت پولوفونیک و هوموفونیک باز گردیم . 
گفتیم ، بافت " هوموفونیک " به گونه ای نگاشته و ساخته شده که در آن همه بخشها با نتهای هم ارزش و هم وزن و به بیان ساده تر کمابیش در یک بافت مشابه ، ساختمان موسیقایی اثر را شکل داده اند.
اما در بافت پلی فونیک آنقدر موسیقی و خط ملودی  چندبخشی است که هر بخش به شکلی مستقل دارای وزن و ریتم  جداگانه است. تمامی زیبایی بافت پلی فونیک نیز در همین است که اگر هر بخش جداگانه هم شنیده شود ، شبیه یک خط ملودی مستقل و دارای منطق موسیقایی به گوش می رسد. در همین باب ، در نگاشت آینده ، ژرف تر ، سخن خواهیم گفت  و نمونه هایی از هر کدام را با دقت بررسی خواهیم کرد تا دانش کنترپوان را نیز فراگیریم.
آموزگار و نویسنده وبلاگ وکالیست سوپرانو از آغاز تا اکنون  : اینجانب -  رابعه رضوی
Teacher & Writer : Rabeah Razavi
(C) 
All Rights Reserved
********************************************************
فصل کنترپوان - بررسی مفاهیم اولیه ایمتاسیون و ارگانوم - آموزش و نگارش رابعه رضوی
نویسنده :  رابعه رضوی
 Rabeah Razavi 
ساعت ٧:۵۴ روز ۱۶ امرداد ۱۳٩۳
،فصل کنترپوان و بافتهای هوموفونیک و پلی فونیک، ایمتاتیف و کانن ها canon، رابعه رضوی، کلید واژه ها : ارگانوم
درود بر یاران .
در نگاشت پیشین درباره تفاوتهای اصلی بافتهای " هوموفونیک " و " پلی فونیک " سخن گفتیم. 
در این نگاشته تاریخچه ای از فرایند پیدایش ملودیهای چندبخشی را بیان می داریم .
 استاد پرویز منصوری در ص 186 کتاب هارمونی تحلیلی، درباره ملودیهای ساده ای سخن می گویند که دو گروه مختلف آن را می خوانند و این ملودیها فاصله چهارم و پنجم دارند . 
این ملودیهای موازی را " ارگانوم " می نامیدند . 
  صد سال پس از پیدایش ارگانوم ، آرام آرام فاصله های عمودی این دو بخش دگرگون می شود .
 :نمونه دو بخشی های سده یازدهم و دوازدهم را چنین بیان می دارند 
 در کلید فای خط چهارم    :  
 لا (سفید ) در هر دو بخش همصدا  - لا سفید  و می میانه  سفید - سل سفید   و  سل اکتاوش هر دو سفید -   لا و می میانه هر دو سفید  -  دو میانه  همصدا سفید  - سی و می میانه  سفید - لا  و ر  میانه سفید -  سل و دو میانه سفید -  لا سفید همصدا -  لا سفید همصدا - سل و  ر میانه  سفید -  فا و  لا  هر دو سفید - ر سفید  و سل سفید  -  ر سفید  و سل سفید -  می سفید و  می اکتاو آن و هر دو سفید ||
در فاصله های عمودی ، که همصدا و چهارم و پنجم و اکتاوش ، فاصله هایی خوشایند ( مطبوع ) بوده و  فاصله چهارمش هم گاهی مطبوع مشترک ، گاهی مطبوع و گاهی به شکل فاصله نامطبوع به کار رفته است.
سده دهم تا پانزدهم : هنگام پیدایش گونه های چندبخشی ملودیهاست. این گونه های چندبخشی ، بسیار بودند .
 در پایان این بازه زمانی ، و در قرن پانزدهم میلادی ، راهکارهای " تهیه " فواصل نامطبوع و روشهایی برای " حل " آن پدیدار شد . روش بسیار پیشرفته این دوران ، افزودن بر ژرفای ملودیها و تاثیر شنیداری آن برای شنوندگانش بود.
چنانکه در نگاشت پیشین اشاره کردیم ، یک شنونده و یک موسیقی دان ، به فردی گفته می شود که بتواند تمامی بخشهای سازنده اثر را جداگانه و با گوش موسیقایی خویش ادراک کند. بهترین نمونه برای تربیت گوش شنوندگان و مخاطبان آثار چندبخشی را می توانیم در همین دوره ، قرن پانزدهم میلادی بیابیم. همان شیوه ایستایش ملودی در یک بخش و ادامه یافتن خط ملودی در بخش دیگر ،  پایان یک لایه از اثر  در یک بخش و سکوت در پایان جمله و  دگربار آغاز ملودی از خط دیگر ، با روشی موسوم به" ایمتاسیون" و تکامل این روش ، تصنیف " کانن ها " از روشهای متداول این دوره بود.
********
 کانن Canon 
کانن : ریشه در واژه ای  کهن و یونانی و به مفهوم " قانون " به کار می رفته است . آن فرم چندبخشی و تقلیدی " ایمتاتیف " را گویند که ملودی را یکی از بخشها اجرا می کند و درست همین هنگام که بخش نخست در کار اجرا و ادامه آن ملودی است، بخش دوم  ، مثلا بخش تنور ، همان ملودی بخش سوپرانو را  آغاز می کند و  پس از یک درنگ ، بخش باس نیز همین ملودی  بخش سوپرانو و تنور را می خواند  یا می نوازد که در  بیان مفهوم "ایمتاتیف" بدان پرداختیم. 
"کانن ها "گوناگونند و از آن جمله می توان " کانن اکتاو" ،" کانن پنجم" ، "کانن مضاعف" ، "کانن قهقرایی" را نام برد ." ،" Retrograd " 
این همه "پولیفونیهای" گسترده ای را تا قرن شانزدهم میلادی پدیدار می سازند که تنها روش چندبخشی موسیقی تا هنگام پیدایش" کرال" در  بازه زمانی 1585 تا 1615 است .
تا آن هنگام به یقین می توان گفت ، شیوه چیره و غالب آفرینش موسیقی تنها و تنها "پولیفونی"  و" کانن های پولیوفونیک" است . 
این دوره را می توان ، اوج شکوفایی قوانین سختگیرانه " کنترپوان " دانست . 
مشهورترین آهنگسازانی که راه و رسمی چنین داشتند ، "جیوانی پیرلویجی داپالسترینا در سال 1525 - 1594"   پیش از
" ژان سباستین باخ"  بود . در این دوره  که ، تمامی قواعد و روشهای بس سختگیرانه کنترپوان موبه مو رعایت می شد و تمرینهای سخت و دشوار بر پایه قوانین کنترپوان ، دست کم تا پایان قرن پانردهم و سرآغاز قرن شانزدهم ادامه داشت . همین هنگام و در قرن شانزدهم است که  خلاصه تر  شدن " مدهای کلیسایی "  و مدهای ماژور و مینور  و حتی فریژین که در بخش مدهای کلیسایی بدان پرداختم  ، متداول می شود .  
این دوره  ، زمان  پیدایش "آکوردها " است . به تدریج از شکل افقی چینش نتها در چهار بخش ملودی به شکل عمودی چینش نتها ، یا همان آکورد می رسیم  و "ژان فیلیپ رامو " در 1683 - 1764 آن رساله مشهور هارمونی را می نویسد ( رساله هارمونی ) و مبانی آهنگسازی آرام آرام از دانش هارمونی آغاز و با روشهای پولیفونیک  کنترپوان ،  و پیدایش شکل هوموفونیک - هارمونیک  در کنار آنها ، روش هوموفونیک - هارمونیک ، گستردگی بیشتری می یابد . 
روش کنترپوان در ادامه این دوره ، تدریس می شود . چرا که فراگیری هارمونی همواره آسانتر از کنترپوان بوده است. اما از نظر تاریخی ، دانش "کنترپوان " ، پیش از دانش " هارمونی " به وجود آمده است .
نگاشت آینده فصل تازه تری را خواهیم گشود که موضوع نتهای زینت ( گذر ، برودری ، پدال و اشاپه و ... ) در تئوری هارمونی ، و کاربرد آنها در تهیه و حل است . 
نگارش و آموزش : رابعه رضوی 
مرداد 1393 
منبع آموزشی : هارمونی تحلیلی - پرویز منصوری - بخش کنترپوان -  چاپ دوم - 1378
*******************************************************
 
فصل مبانی کنترپوان - نگاشت دوم : تفاوتهای بنیادین بافتهای هموفونیک و پلی فونیک
نویسنده : سیده رابعه رضوی Rabeah Razavi - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳٩۳
رابعه رضوی (rabeah razavi)، بافت هوموفونیک homophomique، بافت پلی فونیک polyphonique، نت مشترک در بافتهای گوناگون
 
درود بر یاران .
در نگاشته پیشین ، بیان داشتیم که بافت موسیقایی آثار به دو گروه اصلی تقسیم می شود :
 بافت هوموفونیک : که بافت چند بخشی را با ارزشهای زمانی برابر با یکدگر ، و همزمان نشان می دهد . این بافت بسیار پرکاربرد در تنظیم آثار است .
بافت پلی فونیک : در برابر بافت هموفونیک ، بافت پلی فونیک است که هر بخش از آن ریتمیک متفاوتی از دیگری دارد ، در شیوه پولیفونیک هر بخش تمام کننده بخش دگر است . هر دو به گونه ای در امتداد هم به تکامل می رسند.
دانش شناخت بافت پولیفونیک و کارکردهای آن در ساخت آثار و بافت موسیقایی را ، دانش " کنتر پوان " گویند .
 نتهای بافت هموفونیک -  کمابیش هم وزن و  همزمان و هم کشش ، بوده و پراکندگی یکنواختی دارند ، که آوازهای گریگوریانی و کرالهای باخ بهترین نمونه ان است و در بیشتر کتابهای کنترپوان هم درست به همین نکته ، همواره اشاره می شود ، در کرال های چهار بخشی باخ  ، بسیار پر کاربرد بوده است ، بافت پلی فونیک ، کمتر در این آثار به چشم می خورد .  
اما بافت پلی فونیک ، چنان  وزن و ریتم مستقلی دارد که  ما همزمان ، چند ملودی جداگانه را همراه با هم اما جدا از هم و دارای شخصیت موسیقایی درک می کنیم. گوش یک موسیقیدان تمامی این ملودیهای جداگانه را به آسانی از یکدگر باز می شناسد . هر چه فزونتر به بافتهای پلی فونیک گوش فرا دهیم ، بر توانایی شنیداری خود  رادر جداسازی نواها از یکدگر و سپس گوش سپردن به همه آنها در کنار یکدگر ، افزوده ایم. 
اینجاست که اگر خط سوپرانو برای نمونه دارای  یک میزان سکوت باشد ، ما می توانیم نوای بخش تنور را بشنویم که این فاصله را به زیبایی هرچه تمام ، با نتهای بخش خویش ، پر می کند و سپس ، خط ملودی بخش آلتو ، که خود خط 
جداگانه ای را می خواند و در کنارش بخش باس که آن هم خط ملودی جداگانه ای از سه بخش صدایی دگر را اجرا می کند . اما در نهایت هر چهار بخش ، چیدمانی منطقی در کنار یکدگر دارند . ایستایش یک بخش ، به مفهوم ایستایش بخش دگر نیست. این همراهی و پرکردن خط ملودی با نتهای دل انگیز ، هنر آهنگساز است . 
آهنگساز با چیره دستی می تواند ، چنان نتها را در کنار هم در هر بخش بچیند که اگر هر کدام از بخشها را جداگانه بشنویم کمابیش گویی بخشی از ملودی اصلی را می شنویم . هارمونیزه شدن همه ملودیها در چهار بخش در نهایت ما را به  دگرگونیهای زیبایی در بافت موسیقایی یکنواخت هموفونیک می رساند و چه بسا فلسفه پیدایش بافت پلی فونیک ، همین بوده است .
ساده ترین تفاوت بافت پلی فونیک و هموفونیک ،  را در کشش  نت مشترک دو آکورد می بینیم ، در پیوند آکورد ها در بافت هموفونیک ، نت مشترک دوبار و در هر دو آکورد نگاشته می شود اما در بافت پلی فونیک ، نت مشترک را تنها یک بار می نویسند . 
. بنابراین ، نقش و کشش نت مشترک در این دو آکورد  با هم یکسان نیست
  نمونه بافت  "پلی فونیک"  :
 دو سفید در  فای خط چهارم -  دو  گرد میانه - سل سفید در کلید سل - می اکتاو سفید در کلید سل      
فا سفید درکلید فای خط چهارم ،  نت مشترک یا  دو میانه را نمی نویسیم . چرا که در کشش نت گرد نهان است  اما اجرا می شود ، لا سفید ، فا اکتاو سفید. 
نمونه بافت " هموفونیک "  :
 همین نتهاست  اما به جای نت دو گرد سفید میانه چنین می نویسیم : دو  سفید - (دو  میانه سفید ) -  سل سفید - می سفید 
  و   نت  فا سفید - دو میانه سفید که همان نت مشترک است و این بار هم نوشته و هم اجرا می شود ،  و لا سفید و   فا  اکتاو سفید. 
شیوه دگرگونی بافتها به شکل چند بخش آن  از سده یازدهم  میلادی ،به بعد و از " ملودیهای ساده " ارگانوم " آغاز شد.
در نگاشت آینده  مفهوم " ارگانوم  و " کانن " و  تاریخچه پیدایش بافت چندبخشی در  دوره زمانی ( سده 11 تا 15 میلادی )  است ، را فزونتر بررسی خواهیم کرد. 
 نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی - 4 آگوست 2014
برپایه تمامی کتب معتبر کنتر پوان
 مرداد 1393
(C)
Writer + Teacher : Rabeah Razavi
2014 /4 /8
**********************************************************
نت گذر و کاربردهایش در دانش کنترپوان - مقدمه ای بر نت برودری
نویسنده :  رابعه رضوی
 Rabeah Razavi
- ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۳٠ شهریور ۱۳٩
کلید واژه ها : نت گذر و کاربردهایش، حرکت موازی و مخالف، حرکت کروماتیک نت گذر در بخش باس
درود یاران.
اگر با نوشتارهای من در یک ماه اخیر همراه بوده باشید، مفهوم نت گذر در تئوری هارمونی در دانش کنترپوان در موسیقی را تا کنون به روشنی آموخته اید. اکنون به ادامه موضوع ، تفاوتها و شباهتهای نتها گذر و و برودری خواهیم پرداخت.
نخست ببینیم " نت گذر " - که  حرکتهای پرشی را به حرکتهای متصل در تغییر و ضعیت آکورد تبدیل می کند -  چه کاربردهایی دارد. 
گفتیم که نتهای گذر را می توان در بخشهای گوناگون به کارگرفت  و  همزمان قابل استفاده در بیش از یک بخش صدایی ( چهارگانه) است . 
اینجا می توان نتهای گذر را با نسبتهای مخالف و موازی استفاده کرد و نتهای گذر می توانند در هر یک بخشهای چهار صدایی ما ، حرکتی مخالف یا موازی هم داشته باشند.
شرط اصلی به کارگیری نت گذر چنانکه می دانید ، حرکت پیوسته و متصل آن است.نکته دیگر آنکه بیشتر در ضربهای ضعیف یا بخشهای ضعیف ضربها استفاده می شود.گرچه گفتیم که در نیمه قوی و نیمه ضعیف هم امکان تجلی دارد. 
. دیگر آنکه  نتهای  گذر همزمان هم به کار می روند
 مهمترین شرایط کاربرد همزمان آنها :
1-  یکی از بخشهای سازنده آکورد حتما نقش مشخص کننده آنها برای  نت باس ( بم ترین نت آکورد ) ، را برعهده گیرد  و از خطاهای هارمونی نیز اجتناب شود . همانند حل بر نت اکتاو یا بخشهای نزدیک و باید تمهیدی برای کاهش نامطبوعیت در هنگام حل هارمونیک نت اندیشید .
2- نتهای گذر را نمی توان به گونه ای به کاربرد که خطای اکتاو یا پنجم پی در پی پدیدار شود .
3 - همسویی حرکت نت از آکورد یکم به نت گذر و حرکت از آکورد دوم به نت گذر و تنها هنگامی می تواند تغییر جهت دهد که با " حل " بتوان نت گذر را " تامین " کرد. در این صورت  ، امکان حرکت برخلاف جهت و پرش و رفتن به نت دیگری از آکورد پس از آن وجود دارد. 
گاه ، می توان نت گذر را در بخش باس به شکل نتهای گذر با حرکت " کروماتیک " به شکل آکورد خوب و زیبای معکوس دوم ، به کار برد . در دانش کنترپوان تمامی این روشها جز استفاده از نت گذر در ضربهای قوی و نیمه قوی ، کاربردی و خوب است.
*******
اما نت برودری چیست؟
در مقدمه باید بگویم ، حرکت نت به فاصله ای متصل رو به پایین در بیشتر موارد که پس از حرکتشان  به جایگاه اصلی خود بازگردد ، این نت پایینی و شیوه را نت" برودری" یا نت جانبی و جنبی در دانش کنترپوان می نامند .
تفاوت اصلی نت بروردی و نت گذر ، در همجهت یا خلاف جهت بودن نتهای اصلی با این دو گونه نت زینت است که در نگاشته آینده با دقت آن را بررسی خواهیم کرد و نمونه هایی را مقایسه خواهیم کرد.
نویسنده ، پژوهشگر و آهنگساز اورژینال و خواننده و نوازنده پیانو( و سینتی سایزر - کیبورد) : اینجانب - رابعه رضوی علوی(عسل)  
تهران - ایران
 (C)
Rabeah Razavi 
 منبع آموزشی : هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری + کتب معتبر کنترپوان
************************************************************
در نوشتار آینده ، آرشیو پاییز 2014  آموزشهایم تا میانه آذر 1393 را با هم مرور می کنیم .
نشانی تنها کانال رسمی تلگرام من :
@rabeahrazaviofficial
@rabeahrazavi

مشخصات

  • منبع: http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir/post/33
  • کلمات کلیدی: آکورد ,درجه ,بافت ,هارمونی ,مدلاسیون ,نمونه ,آکورد درجه ,رابعه رضوی ,درجه چهارم ,مدلاسیون کروماتیک ,مدلاسیون آنهارمونیک ,استاد پرویز منصوری ,رض
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها